سه‌شنبه, 31 مرداد 1396
عنوان : چرا قربانی جنگ افزارهای شیمیایی شدیم؟

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

توضيحات :             

تحلیل و نگاه ویژه یک جانباز شیمیایی به مقوله سلاح های کشتار جمعی:

 چرا قربانی جنگ افزارهای شیمیایی شدیم؟

 سال 65 در زیر بمباران شیمیایی دشمن در شلمچه، این جمله در ذهنم خطور کرد: "چگونه می شود که تمام علوم و فنون غربی برای کشتن بچه ای که در پنبه زار زاییده شده، به خدمت گرفته می شود و به دنبال پاسخش بودم" می توانستم فکر کنم که آدم مهمی هستم و ارزشم را آن روز فهمیدم. بعد از گذشت مدتی، دانستم اندیشه هایی که ریشه در هویت دینی دارد، اهمیت زیادی دارد که حداقل لشگر کشی قدرت های جهان با هدف آن است.

 

سعید بنی فاطمی(1)، جانباز شیمیایی 55 درصد  از استان گلستان در مقاله ای که به پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی ارسال کرده است می نویسد:

بعنوان سربازی که فرماندهی امام خمینی (ره) در مکتب اسلام را پذیرفتم، بیش از 44 ماه در جبهه حضور پیدا کردم و در خطوط مقدم وظایف بیسیمچی، تک تیرانداز و آرپی چی زن بودن را تجربه کردم و می خواهم معنای واقعی و نهایی دفاع، بی آنکه هویت آن تعریف شود را به همنوعانم عرضه کنم.

 

علاقمندی من به هویت دفاعی، ریشه در سکوت و هیجان خطوط جبهه دارد که عمیقا به آن می اندیشیدم.

این جمله سال 65 است که مدام به آن در جبهه فکر می کردم:" چگونه می شود که تمام علوم و فنون برای کشتن بچه ای که در پنبه زار زاییده شده، به خدمت گرفته می شود و به دنبال پاسخش بودم"

پس من می توانستم فکر کنم که آدم مهمی هستم و ارزشم را آن روز فهمیدم. درست زیر بمباران دشمن. دانشتم اندیشه هایی که ریشه در هویت دینی دارد، اهمیت باارزشی است که حداقل آن، لشگر کشی قدرت های جهان است.

***

 

بحث قربانیان سلاح های شیمیایی که از مباحث بسیار مهمی است که کنکاش در اعماق آن می تواند، بسیاری از سیاست های قدرت های جهان را در آن جستجو کند. بزرگترین توفیق در این جستجوگری، غنای هویت دفاعی کشورهای مدافع پیگیری سلاح های شیمیایی و  قربانیان آن است که ما پی ببریم، به این قطعیت، که کشورهای سازنده دقیقا می دانستند که سلاح های شیمیایی چیست و چگونه ساخته می شود و چه کسانی را چگونه از پای در می آورد؟

بنابراین با ابلاغ این پیام، سازندگان سلاح های شیمایی نمی توانند ادعا کنند که به کاربرد آن آگاهی نداشتند. ابلاغ این پیام، به نسل فعلی که آنها از مضرات آن آگاهی داشتند، سرفصل مهمتری از نبرد را برای ما بازگو می کند که آنها با آگاهی هر چه تمام می دانستند که سلاح های شیمیایی را بدست کدامیک از طرف درگیر بدهند تا طرف دیگر درگیری را از پای در بیاورند.

طرف دیگر درگیری که از این بات از پای در آمد، ما بودیم!

برای تفهمیم درست عملکرد خوب در دفاع، ما بیش از آینکه نیازمند شناخت قربانیان سلاح های شیمیایی باشیم، نیاز داریم که دشمن شناسی قوی داشته باشیم. نسل فعلی در این دشمن شناسی خواهد یافت که سازندگان و کاربران سلا حهای شیمیایی علیه ایران، منبع تنفر و انزجارند واین خیلی مهم است.

پس می فهمند که دشمن ایران، منبع تنفر و انزجار است. این گونه از دشمن شناسی، بدون اعتصاب به سیاست ها و روابط دولت ها، منزلت قربانیان و مدافعان ما بیشتر می شود.

 

***

 

کاربرد سلاح های شیمیایی در بسیاری از نقاط دنیا، به دست ابر قدرت ها بوده است و عهدی را بازگو می کند و این که بکار گیری سلا ح های شیمیایی در قربانی کردن نخبگان جوانی است که تسلیم پذیر نیستند.

هر هویتی که تسلیم پذیر نیست، ابر قدرتها تحملش را نمی کنند. شکل دیگر نخبه کشی کشورهای غیر تسلیم با هویت دینی که مبتنی بر هویت اخلاقی و عاطفی است که با بکار گیری سلاح های شیمیایی آسانتر شده است.

 

ریشه کاربرد سلاح های شیمیایی ریشه در جنگ تحمیلی عراق نیست؛ بلکه ریشه در شکست آمریکا درجنگ ویتنام و کره دارد. سیاستمداران امریکا بعد از شکست آمریکا در جنگ های ویتنام و کره اعلام می کنند که مقاومت این کشورها حامل این پیام ها بود که اگر آمریکایی که بخواهد دارای غرور افتخار باشد، باید دارای تسلط هم باشد. پس او برای تسلط بر سایر کشور ها از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.

تجربه به ما می گوید که آمریکا در هیچ جنگی، به خصوص در جنگ خاورمیانه در جنگ غیر هسته ای شرکت نخواهد کرد. اما در این تعقیب و گریزها خود آمریکا نیست که تصمیم گیرنده است، خود این ملت ها هستند. آمریکایی ها در پی ویتنام های دیگر هستند.

 

در گذشته سربازانی که با هم می جنگیدند، همیدگر را نمی شناختند اما حاکمانی که می جنگیدند همدیگر را می شناختند. امروز سربازانی که با همدیگر می جنگند همدیگر را می شناسند و حاکمانی که همدیگر را  می شناسند، با همدیگر می جنگند.

آمریکایی ها ظهور اندیشه ها و تغییر را نمی توانند بفهمند و در ایران هم بعد از انقلاب دیدیم که نتوانستم تحمل کنند و به ما حمله کردند. ما بعد از انقلاب، در معرض حمله های ترور قرار گرفتیم و 8سال جنگیدیم و این به خاطر ظهور اندیشه های نو بود.

ما بیش از اینکه، قربانی سلاح های شیمیایی باشیم، قربانی نگاه نامهربانانه دوستانمانمان در صفوف دفاع هستیم.به فرموده مقام معظم رهبری، در مرحله دیگری از دفاع قرار داریم.

ما بیش از اینکه قربانی سلاح های شیمیایی باشیم، قربانی عدم درک درست از هویت دفاعی هستیم. عدم درک این مسئله ، باهمه آگاهی از مخاطرات جنگ.

ما قربانیان سلاح های شیمیایی  شدیم، بخاطر داشتن اندیشه و روح تسلیم ناپذیر و هویت دینی که در پناه آن به عترت و قرآن متصل می شویم که این احساس به نسل بعد از ما می گوید، که کاربرد سلا ح شیمیایی، در جنگ ایران، توافق شرق و غرب،بر سر تضعیف ایران و هویت دینی و تاریخی اش داشته است و بس.

 

پایان مطلب

 

    سعید بنی فاطمی(1)، جانباز شیمیایی 55 درصد، اهل استان گلستان است. سعید در سال 1347 در یکی از شهرستان های استان گلستان به دنیا آمد. وی در سن نوجوانی به جبهه رفته و بیش از 42 ماه در مناطق عملیاتی شلمچه، مجنون و مهران حضور داشت. بنی فاطمی تحصیلات تکمیلی خود را در رشته روانشناسی عمومی در گیلان به پایان رساند. وی 11 عنوان کتاب و بیش از 300 مقاله علمی را در کارنامه خود دارد که از آن جمله می توان به «هویت شناسی دفاع مقدس»، «زیبایی شناسی حماسه حسینی»، «هویت شناسی دفاع مقدس» و «آمریکا برای آزادیم خواهد آمد» اشاره کرد

 



بازگشت               چاپ چاپ

DOURAN Portal V4.0.0.0

V4.0.0.0