دوشنبه, 15 شهريور 1389

عنوان :  

                  

      

 ناگفته هایی از زبان رزمنده شیمیایی و یادگار جبهه و جنگ:

مهندسی جنگ ارتش عراق توسط غربی ها انجام می شد


سردار حبیب کریمی: . به یقین می توانم بگویم که مهندسی جنگ  در مثل میدان مین، سنگرسازی و ترابري و نقشه های آفند و پدافند علیه رزمندگان ما توسط کشورهای غربی در عراق طراحی و تحویل می شد. آنها اطلاعات دقیق میدان رزم را به عراق تحویل می دادند. آمریکا، شوروی، فرانسه،آلمان،انگلیس   حامیان اصلی رژیم جنایتار بعثی بودند.

 

نام: سردار حبیب کریمی

تاریخ و محل تولد:1340- قزوین

درصدمجروحیت : 55 درصد شیمیایی

مدت حضور در جبهه: 66 ماه

نام پدر: ذبیح الله

 

سردار" حبیب کریمی"  رزمنده شیمیایی و یادگار جبهه و جنگ و کادر رسمی ستاد مشترک سپاه پاسداران است. وی فارغ التحصیل رشته مدیریت فرماندهی از دانشگاه امام حسین(ع) است. ساعتی میزبان این رزمنده و پاسدار ارزشمند کشورمان بودیم که حاصلش را در ذیل می خوانید:

از اولین اعزامتان به جبهه بگویید؟

5 مهر 1357 به اهواز رفتیم و در دانشگاه جندی شاپور (شهید چمران کنونی)مستقر شدیم. دشمن مدام اطراف دانشگاه را بمباران  می کرد. فردای آن روز به آبادان(هنرستان شریعتی) رفتیم که بعد اعلام کردند، عراقی ها تا جاده خرمشهر و اهواز پیش رفته و عده  زیادی را اسیر کرده اند.

این اتفاق، همان روزی بود که شهید تندگویان، وزیر نفت دولت رجایی را به اسارت گرفته بودند. ما برای مقاومت چیزی جز یک تفنگ ژ3با 20 فشنگ نداشتیم که سهمیه یک هفته مان بود.

اولین بار چه زمانی مجروح شدید؟ 

اولین روزهای سال 61 در حال بازدید از سنگرها بودم که  خمپاره ای در نزدیکی ام افتاد و  بلافاصله از هوش رفتم.  3 ماه بعد که به هوش آمدم و چشم باز کردم، تیتر روزنامه ای که در گوشه بیمارستان نوشته بود «خرمشهر را خدا آزاد کرد» را دیدم. این لحظه به قدری خوشحال شدم که انگار دوباره به دنیا آمده ام.

چگونه شیمیایی شدید؟

سال 62 در عملیات خیبر در جزیره مجنون، در معرض گازهای شیمیایی دشمن قرار گرفتم و به بیمارستان بقیه الله تهران منتقل شدم. بیشترین شیمیایی ام، سال 65در عملیات کربلای 5 در شلمچه و سال 67 در ماووت عراق بود. گاهی شیمیایی روی خاک و اجسام می ماند و ما با تماس با آنها دچار آلودگی می شدیم.

پستتان چه بود؟

فرمانده گردان بودم. اواخر جنگ، معاون تیپ نینوا لشگر 10سیدالشهدا (ع) بودم.  

کدام عملیات از نظر نظامی برای ایران مهم بود؟

 

هر عملیاتی برایمان مهم بود اما عملیات خیبر در سال 62(جزیره مجنون) برایمان مهم بود؛ چون این جزیره، ستاد بستر نفت عراق و ذخائر نفتی عراق بود. ما آنجا را گرفتیم تا روزی، آن را با یکی از شهرهای خودمان که در تسخیر عراق بود، معاوضه کنیم.

 

به نظر شما، چرا عراق به ایران حمله کرد؟

اولش باید بگویم که هدف استکبار فلج کردن اقتصاد مسلمانان است. آمریکا در عراق و افغانستان به بهانه های مختلف مستقر شد تا بگوید که یکی از مخالفان تروریست در جهان است. این همان آمریکایی است که روزگاری به صدام گفت که به کویت حمله کند و عراق با همکاری کشورهای غربی، به آنجا حمله کرد. همان کشورها در رسانه هایشان گفتند که صدام به کویت حمله کرده است و تقصیر را گردن خود عراق انداختند. این ها هدفشان ضربه زدن به کشورهای مسلمان است و به همین منظور عراق را به جنگ علیه ایران تشویق و حمایت کردند.

همیشه دو عامل باعث جنگ  می شود، یکی زیاد کردن خاک و دیگری اقتصاد است تا منفعتی از آن بدست بیاورند.امروزه ما به آمریکایی ها و کشورهای غربی می گوییم که انرژی هسته ای را برای کار در امور پزشکی و کشاورزی می خواهیم. گمان می کنند که به دنبال سلاح های هسته ای هستیم؛ و این ظن خبیثشان را به کشورها القاء می کنند. این در حالی که ما خود بزرگترین قربانی سلاح های شیمیایی در جهان هستیم و در 200 سال گذشته هیچ جنگ تهاجمی علیه همسایگان خود نداشته ایم. غرب امروز کشورهای عربی را از ما می ترسانند و از این طریق، به آنها سلاح می فروشند و کسب در آمد می کنند و به اقتصاد کشورهای اسلامی ضربه می زنند و این نوع تجارت کثیف غربی پیشینه زیادی دارد...

کشورهای دیگر، چه کمک هایی به عراق در طول جنگ می کردند؟

 به یقین می توانم بگویم که مهندسی جنگ در مثل میدان مین، سنگرسازی و ترابري و نقشه های آفند و پدافند علیه رزمندگان ما توسط کشورهای غربی در عراق طراحی و تحویل می شد. آنها اطلاعات دقیق میدان رزم را به عراق تحویل می دادند. آمریکا، شوروی، فرانسه،آلمان،انگلیس حامیان اصلی رژیم جنایتار بعثی بودند.

در پایان بگویید که چرا جنگ ایران 8 سال طول کشید ؟

 عربستان به ایران اعلام کرد که ما خسارت شما را می دهیم اما نگفت که عراق به مرزهای خودش باز می گردد. این در حالی است که در آن زمان(سال 61) قسمتی از خاک کشورمان در دست عراق بود و نمی توانستیم صلح کنیم. ما به مروز زمان به شهرهای بصره نزدیک می شدیم و عراق از این موضوع می ترسید. به همین دلیل پیشنهاد صلح دادند اما چون شهرهایی مثل مهران و دیگر در دستشان بود، قبول نکردیم.

انتهای گزارش


 
 
 
 


 


 

 




چاپ     ارسال به دوستان     نظر دهی به خبر    


 

پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی
info@chemical-victims.com
باز نشر کلیه مطالب این سایت شامل اخبار، گزارشات و گفتگوهای اختصاصی و ... به طور کامل و یا چکیده آن، با ذکر منبع بلامانع است.