
مسئول خانه بهداشت روستای زرده؛ جانباز شیمیایی فرانک عزیزی:
مسئولین به داد مردم زرده برسند
شب 31 تیر ماه 1367 آخرین شبی بود که
مردم زرده با ریه های سالم نفس راحتی کشیدند و با چشم هایی زلال و شفاف خوابیدند. اما بعد از آن
دیگر خواب به چشمانشان نیامده، حتی حالا که بیست
و یکسال از آن
ماجرا می گذرد، هر کدامشان را که می بینی چشمانی قرمز و اشک آلود و
سرفه های دردناک و حنجره هایی بغض آلود دارند. از
آن روز شادی و سلامت از مردم "زرده" رخت بر بسته است.
به گزارش خبرنگار اعزامی پایگاه
اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی ،
" فرانک عزیزی"، جانباز شیمیایی 25 درصد که هم اکنون "مسئول
خانه بهداشت زرده" است؛ همچون هم محلی هایش از سرفه و چشمهای سوزان
رنج می برد اما با این وجود به مردم رنج دیده اش کمک می کند، حتی
شبها که او را از خواب بیدار می کنند که فلانی حالش بهم خورده و
نفسش بالا نمی آید. بدون اینکه خم به صورتش بیاورد به کمک مردم می
شتابد.
فرانک عزیزی از آن روز تلخ می گوید:
آن موقع 12 ساله بودم. این حادثه به روشنی در ذهنم نقش بسته است.
روزی که 150 نفر از اهالی روستا شهید شدند. آن روز بمب های شمیایی
فرو می ریخت و مردم فکر می کردند این یک بمباران مانند همیشه
است.بوی باروت و سبزی نفسم را بند آورد. نمی توانستم فرار کنم. قدم
هایم سنگ شده بود.بیهوش شدم و در بیمارستان اسلام اباد غرب متوجه
شدم چه بر سرمان آمده است.
به من گفتند؛ عده ای از مردم روستای "ریجاب" به کمک مان آمده اند و
ما را با ماشین های شخصی شان به بیمارستان مننتقل کرده اند. در
حالی که بسیاری به شهادت رسیدند و آلودگی چشمه اصلی روستا جان
بسیاری را گرفته است .
فرانک به یاد بی قراری هایش در بیمارستان افتاد و افزود: دو هفته
بعد از این واقعه به همراه خانواده ام به روستا برگشتم، اما دیگر
آنجا زده همیشگی ما نبود. هیچ شور و نشاطی در آنجا به چشم نمی
خورد. انگار زرده مرده بود.
اشکهایش سرازیر شد و سرفه امانش را برید. بعد از استفاده از اسپری
ادامه داد:
پدرم جانباز 40 درصد بود و در اثر عوارض شیمیایی به سرطان مبتلا
شد.به علت کمبود امکانات نمی توانستیم او را به به یک مرکز مجهز
ببریم. او دو سال پیش شهید شد.
فرانک درباره درد و رنجهایی که مردم زرده هر روز تحمل می شوند گفت:
خانه بهداشت زرده تنها یک کپسول اکسیژن و مقداری داروی معمولی
دارد. پزشک هفته ایی یک بار به با این جا می آید. او هم متخصص نیست
و آنقدر سرش شلوغ می شود که توان جواب دادن به مردم را ندارد.
بعد از روز 31 تیر ماه سال 67 تاکنون 13 تن از جمله دایی و عمویم
شهید شدند.
به این جا که می رسد سکوت می کند انگار بار غم این درد را نمی
تواند تاب بیاورد .
دوباره شروع می کند : روستای ما 1471 نفر جمعیت دارد که از این
تعداد 300 نفر پرونده دارند و بقیه فاقد مدرک هستند و یا به دنبال
دریافت مدارکشان هستند. بسیاری از اهالی اینجا مبتلا به سرطان خون
و استخوان هستند و این عوارض حتی در نسلهای بعدی نیز قابل مشاهده
است، باید مسئولین برای این مردم فکری کنند.
دوباره سکوت می کند انگار نگران فرزندان آینده زرده است.
انتهای گزارش
فرهاد اردشیری
در همین زمینه بخوانید:
گزارش
خانه ملت از وضعیت مصدومان شیمیایی روستای زرده
زرده؛
دهکده شیمیایی ها
تصاویر
مرتبط

فرانک عزیزی
در کنار تصاویر پدر،عمو و دائی شهیدش
پدر فرانک عزیزی