صفحه اصلی
ارتباط با ما
دوشنبه, 15 شهريور 1389
منو
>
ادبي و هنري
>
شعر
شعر شيميايي
یال در یال طوفان گذشتند…
وقتی تمام دردها،ناگفتنی هستند...
هیچ کس،مثل تو...
همراه نسیم آمدوتا خلوت گل رفت...
هزار منحنی درد و عشق و تنهایی...
هر چه پاییز هست،پوشالی است...
نیمه های شب،که تاول ها،ترک برداشتند...
نفسهای زخمی...
نشسته در آتش!
نخستین و باز پسین بانگ...
نامت آهنگ بلوغ ملکوت است...
ما در حوالي آب، آتش گرفتهايم...
گلباران
گل گلزار داوودی ترین گلهای عالم بود...
گفتند:شمشیرهارا،در قاب خاتم،بگیرید!
کنون زمانه شاعر،چه از تو بنویسد؟
کسی که بغضش را، تکه تکه خورد...
کارت پستال
قفل در های رشادت را، شما وا کرده اید...
قطعه شعري از شهيد عليرضا گلي
عطر نوشكفتهي بهار
عشق، یعنی کبوتری بی پر...
طنین هق هق ابری!...
طالع نحس
شبیه شمع،که در سوگ و جشن می سوزد...
صدا،صدای خودش بود…
سموم هرز،به تاراج تو،چه می کوشند...
نسیم درد می وزد...
دلم مثل نفسهایت، گرفته است...
«حلبچه»
عنوان: درغياب قدمهايت...
درخت،فصل خزان هم،درخت می ماند...
در سینه سینای تماشای خدا داری...
نامت آهنگ بلوغ ملکوت است...
خاکسترم را جشن می گیرند...
حلبچه قهرمان
حلبچه در التهابي ديگر...
چشمه
جان عاشق به دیدنش صدبار، قامت شوق را، دو تا می کرد...
جرعه جرعه،زندگی نوشیده ام از جام مرگ
نیمه های شب،که تاول ها،ترک برداشتند...
ترانههاي زخمي باران...
تب وتاول شده سکوی پرواز...
تابلویی از حلبچه
تا متروکه ترین شهر
پرنده ای که به آنجا رسد، هنر دارد...
به چشم هایی که در ساسان ....
بیرق درد...
باران ، باران ، باران
با شعله ای در جان...
صفحه 1 از 2
برو به صفحه:
2
,
[1]
,
بعدي
پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی
info@chemical-victims.com
باز نشر کلیه مطالب این سایت شامل اخبار، گزارشات و گفتگوهای اختصاصی و ... به طور کامل و یا چکیده آن، با ذکر منبع بلامانع است.