شنبه, 20 شهريور 1389



Untitled-412121211.jpg


دسته بندي اخبار
 


28/08/1387
خبر:
چاپ ششم كتاب«منوچهر مدق به روايت همسر شهيد» در بازاركتاب
كتاب «منوچهر مدق به روایت همسر شهید» به عنوان نخستين اثر مجموعه‌اي با نام "اینک شوکران" به قلم مریم برادران، توسط انتشارات روايت فتح به چاپ ششم رسيد.

22/08/1387
گروه صوت و تصوير:
شهيد منوچهر مدق به روايت همسر شهيد
همسر شهيد: "مي‌آيد پيشمان. گاهي مثل يك نسيم از كنار صورتم رد مي‌شود. بوي تنش مي‌پيچد توي خانه. بچه‌ها هم حس مي‌كنند. سلام مي‌كند و مي‌شنويم...

24/08/1387
قطعه ادبي:
به انگيزه سالروز شهادت منوچهر مدق (۲ آذر ۷۹)
در كدامين محراب سجده بر خاك زدى؟

26/08/1387
در هشتمين سالروز شهادت جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس - سيد منوچهر مدق- :
مروري بر زندگي شهيد منوچهر مُدِق
وي در عملیات فتح المبین، بیت المقدس، کربلای پنج و والفجر هشت شرکت داشت و در روز اول اردیبهشت ماه سال 1361 در منطقه عملیاتی مهران دچار مصدوميت شیمایی شد..

28/08/1387
از سخنان شهيد منوچهر مدق:
سفارش حضرت امام (ره) را فراموش نکنید که فرمودند. «نگذارید پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی مادی به فراموشی سپرده شوند».

26/08/1387
مناجات نامه شهید شیمیایی منوچهر مدق:
الهی!مکش این چراغ افروخته را و مسوزان این دل سوخته را و و مران این بنده نو آموخته را و مدر این پرده دوخته را

21/08/1387
از سخنان شهيد منوچهر مدق:(2)
بدون عشق به اسلام، عشق به امام حسین (ع) انجام دادن وظایف طاقت فرسای پشتیبانی از فرزندان این آب و خاک که با عشق به جبهه ها آمده‌اند بسیار مشکل است...

25/08/1387
آسماني ها:
روايت توصيفي زندگي يك شهيد شيميايي
پاسدار جوان به جبهه رفت و هشت سال بعد به خانه برگشت، اما با تني زخمی که بالاخره او را هم نماندنی مي کرد.

26/08/1387
"حديث دشت عشق"
همسر شهيد سيد منوچهر مدق:

اوعاشقانه به سوي معبود پروازكرد
شهيد مدق عاشق آسمان بود و بیشتر وقت ها نمازش را در پشت بام خانه می خواند. همیشه می گفت: "من آنقدر عاشق پروردگار هستم که نمی خواهم به این راحتی شهید شوم"

10/09/1387

گروه فيلم وصوت:
سخناني شهيد شيميايي سيد منوچهر مدق
روايت ناب و شنيدني شهيد مدق از جبهه، جهاد و همرزمان شهيدش در لشگر محمد رشول الله(ص)

23/08/1387

گروه فيلم وصوت:
نماهنگ و متن ادبي در وصف شهيد سيد منوچهر مدق
جنگ تمام شد و مرد به شهر برگشت با تني خسته و زخم هايي در آن كه آْرام آرام خود را نشان مي داد، زخم هايي كه مي خواست سالهاي سخت ماندن را كوتاه كند....

18/09/1387

 فرزند شهيد منوچهر مدق:
پدر مي گفت: "دردهايم همه عشقبازی با خداست"
خیلی آرام در گوشم زمزه کرد: "عشق بازی با خدا" "صبر و توکل". همین را گفت و دیگر حرفی نزد.

01/10/1387

شهيد مدق به روايت همرزم شهيد؛
آخرين نگاهش را فراموش نمي كنم
فرمانده شجاعي كه مخفيانه به دشمن نزديك مي شد، به ارتفاعات مي رفت و از بالا دشمن را تحت نظر مي گرفت و به موقع ضربه هايي كاري وادر مي كرد ؛ شهيد منوچهر مدق بود.

15/10/1387
New Page 1

فرمانده تامين لشگر 27 محمد رسول الله در دوران جنگ تحمیلی:
عزیزترین دوست و یاورم را از دست دادم
حاج محمد علي محرابي می گوید: منوچهر در دوران مجروحیتش سختي زيادي كشيد، اما هميشه خدا را شكر مي كرد و مي گفت: همه اين كارها را براي خدا انجام دادم.

 

mm


پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی
info@chemical-victims.com
باز نشر کلیه مطالب این سایت شامل اخبار، گزارشات و گفتگوهای اختصاصی و ... به طور کامل و یا چکیده آن، با ذکر منبع بلامانع است.